+ - x
 » از همین شاعر
1 زنده گی
2 سوگ سرود ۱
3 زمین نخستین
4 ابر سیاه جامه
5 مادر
6 خلوت شاعرانه ام هوس است
7 چگونه راه میدهی
8 اسیر
9 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
10 لیلی

 » بیشتر بخوانید...
 امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم
 آن مه که ز پیدایی در چشم نمی آید
 لحظه ای قصه کنان، قصهٔ تبریز کنید
 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
 شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
 سبک انتحاری
 کو ذوق نگاهی که به هنگام تماشا
 شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد
 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
 قره العین منی ای جان بلی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گفتم ترا که بی تو بسیار گریه کردم؟
از ابتدای باور تا یار گریه کردم

ازسایه های یادی دورم حصار بستم
بنشستم و شکستم،خونبار گریه کردم

دریا شدی و رفتی تو در صدای موجی
من خشت پخته گشتم دیوار گریه کردم

در عکس های لرزان در قطره ی گریزان
تکرار خنده کردی تکرار گریه کردم

دستان تو کجایند؟ -خورشید های وحشی-
من چار فصل غم را ناچار گریه کردم

بنشسته ای تو اینجا خاموش روبرویم
می بینییم که بی تو بسیار گریه کردم

پر بود خانه از تو در هر طرف تو بودی
من در هوای جشن دیدار گریه کردم

16.02.06


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *