+ - x
 » از همین شاعر
1 سوگ سرود ۲
2 تکدرخت شرقی
3 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
4 دردنامه
5 زنده گی
6 مادر
7 سوار نور
8 آلیس
9 بی تو بسیار گریه کردم
10 بهانه

 » بیشتر بخوانید...
 كو عینكم كه بنگرم ات كو عصای من؟
 آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش
 شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
 بارش مهتاب
 سادگی باغی ست طبع عافیت آهنگ را
 گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران
 عروس
 می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان
 شاعر! سپیدی یی که به روی شقیقه است
 بیست و نهم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ابر سیاه جامه گفت: آیت عشق و یاریم
در شب بی تفاوتی بارش بیفراریم

میل صداست در دلم وسوسه هاست در دلم
میشکنم چو بغض تر در دل بردباریم

هستی من رها شود رو به زمین صدا شود
ریشه به رعد پرورد رشته استواریم

زمزم نام روشنی میگذرد ز جسم من
آب خلوص میشود آتش تند جاریم

خیز و به خود بخوان مرا، ابر سیاه جامه گفت
جامه آذرخش شو دور تن بهاریم

تندر تندتاز من توطئه سکوت نیست
حنجره تو میشوم با همه بی قراریم

ابر سیاه جامه آه در تن من رها شدی
تندر و اشک و آذرخش، من ز خودم فراریم

میل فرار در تنم از خموشان این چمن
بغض من از تو بشکند بر همه جا تو باریم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *