+ - x
 » از همین شاعر
1 همصدایی
2 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
3 از آنسوی هستی
4 پاییز
5 بیخ سوزان
6 گریه
7 کوچ و غربت
8 ای آتش خموش شده در میان دود
9 زنده گی
10 در باغ

 » بیشتر بخوانید...
 الا ای طوطی گویای اسرار
 عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
 دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
 بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
 به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
 دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
 هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو
 به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
 احتفال وضع
 چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱

چنان حیله ها
در هاله ها
به رقص آمده اند
که ساز ها شرمنده صدای خویش اند
سازنده گان!
زمین زیر پای تان رقصان باد
و باد در سر انگشتان تان ساکن
زین حیله ها
که به رقص آورده اید
خاموشی
موهبتیست
یاران؛
یاران
موهبتیست
خاموشی!
هنگام نا همخوانیی سازها

7 اکتوبر 2006


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *