+ - x
 » از همین شاعر
1 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
2 زمین نخستین
3 لیلی
4 شهرزاد
5 سوار نور
6 سوگ سرود ۱
7 پاییز
8 تبار من
9 مادر
10 بهانه

 » بیشتر بخوانید...
 بگو دلرا که گرد غم نگردد
 صد دهل می زنند در دل ما
 نشان دل
 مست شدی عاقبت آمدی اندر میان
 ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
 ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی
 درخت تو گر بار دانش بگیرد
 آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱

چنان حیله ها
در هاله ها
به رقص آمده اند
که ساز ها شرمنده صدای خویش اند
سازنده گان!
زمین زیر پای تان رقصان باد
و باد در سر انگشتان تان ساکن
زین حیله ها
که به رقص آورده اید
خاموشی
موهبتیست
یاران؛
یاران
موهبتیست
خاموشی!
هنگام نا همخوانیی سازها

7 اکتوبر 2006


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *