+ - x
 » از همین شاعر
1 ساقه در بیهوایی
2 پرستو
3 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد
4 سوگ سرود ۱
5 زنده گی
6 بهانه
7 بی تو بسیار گریه کردم
8 تبار من
9 لیلی
10 دیار آخرین

 » بیشتر بخوانید...
 بیا که جام مروت دهیم حوصله را
 هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
 بی پناه بادبان
 دلا در روزه مهمان خدایی
 دگراندیش
 بدرود
 اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری
 من و یک گوشه تنهایی
 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
 پلان ها و فلان ها

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

یكی همیشه ز غربت مرا صدا می زد
صدای رفتن بود
و در تمامی من میل كوچ می جوشید
در آن حواشی دفترچه مكدر شب
هزار سوره سیاهی
هزار آیه سكوت
بسیط بودن من را همیشه می پایید
صدا مرا می خواند
و میل كوچیدن
به ضربه های قدم هام در تورم بود
حضور غربت گنگی مرا به خود می خواند
اصیل غربت جاری خویشتن گشتم
و بغض و تنهایی
عجین در تن بود ...
دلم پر است ای یارا!
كجاست امنیت دستهای مؤمن تو؟
كجاست شط رهایی
كه بغضی تنهایی خود را
و درد جاری بی همزبانی خود را
- به وسعت فریاد-
به روی گسترهء دستهات گریه كنم
تو ای تلاوت جاری
به آشیانه بخوانم
كه آن صدا كه مرا برد
صدای غربت من بود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *