+ - x
 » از همین شاعر
1 ای آتش خموش شده در میان دود
2 گریه
3 آلیس
4 دیار آخرین
5 راز آفرینش
6 لیلی
7 بی تو بسیار گریه کردم
8 سوگ سرود ۲
9 بهانه
10 سوگ سرود ۱

 » بیشتر بخوانید...
 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
 یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
 هزار جان مقدس فدای روی تو باد
 بیا بیا که جگرخون و بیقرار تو ام
 طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
 شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
 میلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد
 از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
 اگر به كوچه و یا خانه ریخت خونم بود
 به جام ديده ز خوناب دل زلال بريز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آسودگی تو را دریافت
بی خوابی ها یت را بر ما ببخش
آن لب را به خاک سپردیم ما کودکان
که بار بار ما را بوسیده بود
آسودگی تو را دریافت
خوابهای آشفته ات را بر ما ببخش
آن پنج پنجه، پنج بنای مهربانی را
به خاک سپردیم ما کودکان
جسم، نه کجا جسم است مادر
سرزمینی است از جنس عشق
من در آنجا روییدم
و صدا در من جوانه زد آنگونه
که آموختم تا نور را و هستی را فریاد زنم
آن دو دست را
مثنوی روشن نوازش را
به خاک سپردیم ما کودکان
که از زمین ترس تا بلندای اعتماد
بلند مان می کرد
آسودگی تو را دریافت
بر ما شب زنده داری هایت را ببخش
بوی شیر را چگونه با حس امنیت می آمیختی
که پناهمان می شد گریبانت
آن چشم های بلوطی خوشرنگ را
با فرشتگان ساکن در آن
ودختران نشاط
در عسلی ترین فصل آن به خاک سپردیم ما فرزندان
پس با اشک و شیون روی سیاهی خاکت ایستادیم
و مشت بر روی کوفتیم مادر
باز خوابت را آشفتیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *