+ - x
 » از همین شاعر
1 مهمان یاد های توام در دوام شب
2 دیار آخرین
3 آلیس
4 لیلی
5 زنده گی
6 سوگ سرود ۲
7 شهرزاد
8 پرستو
9 خلوت شاعرانه ام هوس است
10 کوچ و غربت

 » بیشتر بخوانید...
 یا ولی نعمتی و سلطانی
 ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی
 بوی دلدار ما نمی آید
 جمجمه های پوسیده نیاکان
 در فنای محض افشانند مردان آستی
 چندان که نگاه می کنم هر سویی
 خانه سرخ است
 ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
 یقین دانم که روزی حضرت او
 نهان اندر دو حرفی سر کار است

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
در ابتدای چشم تو پرواز میشوم

یک عمر در سکوت تو در بند مانده ام
یک روز از تمام تنت باز میشوم

بر دوره های تازۀ این ساعت غریب
در یاد های سبز تو تک تاز میشوم

از شوق های خستۀ دیروز ها دریغ
با حسرت همیشگی انباز میشوم

یک ابر در بهار دلم بغض بوده ام
صد رعد در خزان خود آواز میشوم

بیگانگی از آتش پرهیز ها نبود
کاین سان درون هستی خود راز میشوم

رازی نیازهای نهان نگفته ها
راز غمین فلسفۀ ناز میشوم

یکروز از صدای تو آواره گشته ام
عمریست با نیاز تو دمساز میشوم

هر روز با سلام تو . اینک همیشه ها
با یک امید تازه سرآغاز میشوم

10-12-2012


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *