+ - x
 » از همین شاعر
1 سوار نور
2 مادر
3 زنده گی
4 ای آتش خموش شده در میان دود
5 لیلی
6 در باغ
7 بیخ سوزان
8 دردنامه
9 دیار آخرین
10 پنجره

 » بیشتر بخوانید...
 ثباتش ده که میر شش جهات است
 دوست دارم که فقط در برت ای ماه باشم
 فقط یکبار مینازم به بختم
 دوستی و آشنايی با نکويان مشکل است
 رحم بر یار کی کند هم یار
 زبن وجودی کز عدم شرمنده می گیرد مرا
 قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
 مسلم آمد یار مرا دل افروزی
 آن یار کز او خانه ما جای پری بود
 خیام اگر ز باده مستی خوش باش

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

غمی که بر دل تنگم شبانه میریزد
چو آتشیست که در آشیانه میریزد

تو شعر زنده حافظ، تو حرف پاک رهی
زچشم تو عزل عاشقانه میریزد

کنون که مست بهار است هستی ام از تو
به سبزه زار امیدم جوانه میریزد

نجابت از سحر و پاکی از سپیده دمان
صداقت از نگهت مومنانه میریزد

سخن بگو که کلام تو با طراوت و مهر
می نشاط به جام زمانه میریزد

صدای خندهء تو شور دلکشی دارد
چو آبشار که در بیکرانه میریزد

تو ای تداوم "نکهت" سرود عشق بخوان
که از نشاط کلامت ترانه میریزد

کابل ۲۳ حمل ۱۳۵۹


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *