+ - x
 » از همین شاعر
1 از آنسوی هستی
2 کوچ و غربت
3 ابر سیاه جامه
4 لیلی
5 سوگ سرود ۲
6 تکدرخت شرقی
7 ای آتش خموش شده در میان دود
8 اسیر
9 در باد چون سنگ
10 حیله های رقصان

 » بیشتر بخوانید...
 با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
 به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
 ای دل چون آهنت بوده چو آیینه ای
  چشمه
 باز امشب ای رقیبان ساز می خواهد دلم
 ز خاک من اگر گندم برآید
 چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
 پیچ در پیچ
 نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
 دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گویای غمم ترانه ام من
مضمون دلم فسانه ام من

بی برگ امید مانده ام وای
خواهان گل و جوانه ام من

بیهودگی آتشم زندعشق!
بشتاب که عاشقانه ام من

عمریست برای زنده بودن
پیوسته پی بهانه ام من

نکهت چو رسد به عشق گوید:
خورشیدم و جاویدانه ام من

۱۹ اسد ۱۳۵۸


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حسن :

درود بر شما سروده هاتون بسیار زیباست اگر مایل باشید روی ترانه هاتون اهنگ بسازم.سپاس




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *