+ - x
 » از همین شاعر
1 زنده گی
2 حیله های رقصان
3 بیخ سوزان
4 خلوت شاعرانه ام هوس است
5 زمین نخستین
6 از آنسوی هستی
7 سوار نور
8 پرستو
9 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
10 ساقه در بیهوایی

 » بیشتر بخوانید...
 اندوه
 به تو بی تو شده روپوش بگو ميدانی
 پیش کش آن شاه شکرخانه را
 گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی
 لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
 هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت ها در این منزل
 یک شب
 بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا
 مانده شده ست گوش من از پی انتظار آن
 بهار عزلت آمد دامن صحرا بود واجب

۱.۵
امتیاز: ۱.۵ | مجموع آراء: ۲

در سینه غمی دارم با نای هم آوازم
در دل المی دارم صد سینه سخن سازم

چشمی به دری حیران، دارد دل سرگردان
ای ساقی بی مستان با مهر تو بنوازم

با درد و الم همدم خو کرده به رنج و غم
با هجر تو هم مونس با سوز تو در سازم

از عشق چو جیحونم از مهر تو افسونم
من لیلی مجنونم با درد تو انبازم

سر میدهم از مستی آوای خوش هستی
تو قهر چو بشکستی صد نغمه بپردازم

از بود تو ایجادم، تا با تو زیم شادم
با مهر تو معتادم ای گرمی آوازم

هرات ۲ جدی ۱۳۵۷


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *