+ - x
 » از همین شاعر
1 تکدرخت شرقی
2 سوگ سرود ۱
3 خلوت شاعرانه ام هوس است
4 دیار آخرین
5 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
6 بهانه
7 حیله های رقصان
8 مادر
9 از آنسوی هستی
10 دردنامه

 » بیشتر بخوانید...
 کسی خراب خرابات و مست می باشد
 چون نمایی آن رخ گلرنگ را
 خطه ی سبز
 سحرها در گریبان شب اوست
 چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
 مادر
 من پار بخورده ام شرابی
 ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
 روز ما را دیگران را شب شده
 دست پلید غم

۱.۵
امتیاز: ۱.۵ | مجموع آراء: ۲

در سینه غمی دارم با نای هم آوازم
در دل المی دارم صد سینه سخن سازم

چشمی به دری حیران، دارد دل سرگردان
ای ساقی بی مستان با مهر تو بنوازم

با درد و الم همدم خو کرده به رنج و غم
با هجر تو هم مونس با سوز تو در سازم

از عشق چو جیحونم از مهر تو افسونم
من لیلی مجنونم با درد تو انبازم

سر میدهم از مستی آوای خوش هستی
تو قهر چو بشکستی صد نغمه بپردازم

از بود تو ایجادم، تا با تو زیم شادم
با مهر تو معتادم ای گرمی آوازم

هرات ۲ جدی ۱۳۵۷


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *