+ - x
 » از همین شاعر
1 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
2 بی تو بسیار گریه کردم
3 ساقه در بیهوایی
4 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
5 تردید
6 همصدایی
7 لیلی
8 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
9 گریه
10 اسیر

 » بیشتر بخوانید...
 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
 یک چند به کودکی باستاد شدیم
 ای خفته به یاد یار برخیز
 من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
 ای كاش كه خدا دمِ در می گذاشت ام!
 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را
 در جهان گشتم گل بی خار نيست
 رو چشم جان را برگشا در بی دلان اندرنگر
 کار من اینست که کاریم نیست
 ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در باغ تا طراوت شب بو شکست و ریخت
پرواز در دو بال پرستو شکست و ریخت

از تند باد حادثه سرو امید رست
اما به حیله های دو پهلو شکست و ریخت

هیزم فروش دور تظاهر برنده شد
اندام باغ از طمع او شکست و ریخت

این شهر در کشاکش اندوه زنده ماند
هر چند آفتاب در این جو شکست و ریخت

در کوچه ها دوباره کسی برش* میزند
چینی روزهای که بیتو شکست و ریخت

پرواز ماندنیست به خاطر سپار هان**
هر چند بال های پرستو شکست و ریخت


* برش: پیوند زدن چینی شکسته.
** فروغ فرخزاد:« پرواز را به خاطر سپار»


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *