+ - x
 » از همین شاعر
1 دردنامه
2 پرستو
3 مهمان یاد های توام در دوام شب
4 سوگ سرود ۱
5 بی تو بسیار گریه کردم
6 دیار آخرین
7 ابر سیاه جامه
8 حیله های رقصان
9 همصدایی
10 مادر

 » بیشتر بخوانید...
 عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی
 من پای همی کوبم ای جان و جهان دستی
 انتقام
 نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
 بیخود شده ام لیکن بیخودتر از این خواهم
 به من نگر که بجز من به هر کی درنگری
 نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی
 زندگی
 زنده گی بهر دلم لکّۀ بد نام شده
 ای تو آب زندگانی فاسقنا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چگونه راه میدهی به باغ من جوانه را
که عشق جاده میشود عبور هر ترانه را

به برگ ها چکیده است مگر صدای سبز تو
که بیشه واژه پرورد سرود عاشقانه را

چگونه آه میشود، نفس به شهر سینه ام
که آتش نیاز تو نفس کشد زبانه را

خیال دیدن تو گر به جوی لحظه ها دود
چراغ سرخ مشوم عبور هر بها نه را

چه بی دریغ مانده ام به باغ چشم های تو
بهار رویش دلم تداوم زمانه را

هوای گریه کرده ام به روی شانه های تو
ز اشک آب میدهم صبوری زنانه را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *