+ - x
 » از همین شاعر
1 سوگ سرود ۲
2 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
3 ای آتش خموش شده در میان دود
4 تبار من
5 حیله های رقصان
6 تردید
7 ساقه در بیهوایی
8 دیار آخرین
9 پاییز
10 کوچ و غربت

 » بیشتر بخوانید...
 منم که گوشه میخانه خانقاه من است
 خدا را کم نشین با خرقه پوشان
 تجدید سحرکاری ست در جلوه زار عنقا
 آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه
 شتران مست شدستند ببین رقص جمل
 آن خواجه را در کوی ما در گل فرو رفتست پا
 بدزد گردن بی مغز برفراخته را
 ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
 بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی
 توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چگونه راه میدهی به باغ من جوانه را
که عشق جاده میشود عبور هر ترانه را

به برگ ها چکیده است مگر صدای سبز تو
که بیشه واژه پرورد سرود عاشقانه را

چگونه آه میشود، نفس به شهر سینه ام
که آتش نیاز تو نفس کشد زبانه را

خیال دیدن تو گر به جوی لحظه ها دود
چراغ سرخ مشوم عبور هر بها نه را

چه بی دریغ مانده ام به باغ چشم های تو
بهار رویش دلم تداوم زمانه را

هوای گریه کرده ام به روی شانه های تو
ز اشک آب میدهم صبوری زنانه را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *