+ - x
 » از همین شاعر
1 صدف
2 سر ها برید و تیغ قضا را بهانه ساخت
3 از فراز منبر ابرها
4 نشان دل
5 بال سحر
6 آستان عشق
7 خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها
8 خزف و گهر
9 مهاجر چیست؟
10 در آتش بی همزبانی

 » بیشتر بخوانید...
 سلامی چو بوی خوش آشنایی
 امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
 در وصالت چرا بیاموزم
 امروز نگار ما نیامد
 ماست مالی شده مفهوم تو مریم دیگر!
 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
 لحظه های گم شده
 جوانی خوش گلی رنگین کلاهی
 سپاس
 به جام ديده ز خوناب دل زلال بريز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دل جدا از جلوهء جانان مباد
این قناری در قفس نالان مباد
پای اگر در راه شیطان رفت، رفت
ای خدا دل خانهء شیطان مباد
از طفیل مژهء خونبار ما
جنگل امید بی باران مباد
ای که رزمیدید با اهریمنان
اهریمن را با شما پیمان مباد
نام تان ای رهروان راه عشق
همردیف نام نامردان مباد
تا نریزندش به پای خوک ها
آبرو چون آب جو ارزان مباد
ما ز سلطان و ز دربان فارغیم
آستان عشق را دربان مباد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *