+ - x
 » از همین شاعر
1 هم پای خورشید پاییز
2 حدیث شعر
3 سپاس
4 مقام زن
5 بتو
6 در انتظار تو
7 گفتگویی با دل
8 بیاد گذشته شب
9 پری دریایی
10 کفر و دین

 » بیشتر بخوانید...
 مهتاب بارانک
 حالا و همیشه
 چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
 مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی
 مخسب ای یار مهمان دار امشب
 ای حیله هات شیرین تا کی مرا فریبی
 هودج معنی
 یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
 از پگه ای یار زان عقار سمایی
 این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده

۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۳

تو از تبار كدامین دیار خوبانی
مگر فرشته از آسمان یزدانی
بخوبی رخت ای جان چه را كنم نسبت
هر آنچه هست به دنیا تو بهتر از آنی
قد چو سرو تو بهتر ز شاخ شمشاد است
بسان جلوه خورشید در نیستانی
بسان موجی و هردم بساحل چشمم
تو می خرامی و یك لحظه هم نمی مانی
سحر گهان كه وصالت من از خدا خواهم
تو در تلاوت اشكم چو صوت قرآنی

27،6،1367 شهركا بل


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mozda:

سلام واحترام خدمت تان تقدیم است!

سحر گهان كه وصالت من از خدا خواهم
تو در تلاوت اشكم چو صوت قرآنی

خوشبختم که با آشعار تان آشنا شدم




فرهت:

زیبا بود




فریبا رازی:

قد چو سرو تو بهتر ز شاخ شمشاد است
بسان جلوه خورشید در نیستانی

این تشبه کاملا اشتباه و قافیه یابی است. زیرا سرور و شمشاد از نظر ساختمان با هم تفاوت دارند. سرو بلند و شمشاد موتاه است. سرو خزان گذیر نیست شمشاد در خزان عریان میشود. جلوه خورشید در نیستان چه استعاره ای شمرده میشود؟




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *