+ - x
 » از همین شاعر
1 عبادت
2 کفر و دین
3 بیاد گذشته شب
4 در انتظار تو
5 مقام زن
6 سپاس
7 هم پای خورشید پاییز
8 وعظ بیجا
9 تلاوت اشک
10 پری دریایی

 » بیشتر بخوانید...
 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
 در دل را بروی کس نبستم
 یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
 اندیشه را زبان گواراست پارسی
 آه از عشق جمال حوریی
 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
 انتخاب
 چون در کف روزگار گشتیم زبون
 تا شدم بيخبر از نام و نشان
 مگو که غربت این باغ را تماشا نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای سپاس بیکران از لطف بی پایان تو!
کی فراموشم شود در زندگی احسان تو
از قدومت کلبه تارم منور شد بتا!
یکدمی بنشین، مرو! ای جان من قربان تو
وعده خوش کردی بجا، خوش میرسی از راه دور
قصه میگوید به عاشق آن صف مزگان تو
شادمان باشی همیشه خاصه در وقت بهار
شد بهار آرزوهای دلم مهمان تو
وی امید هستیم ای آرزوی زندگی!
می پرستم من ترا صد ها قسم بر جان تو

۲۱،۱،۱۳۶۸ کابل مکروریان سوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *