+ - x
 » از همین شاعر
1 پری دریایی
2 در انتظار تو
3 حدیث شعر
4 وعظ بیجا
5 تلاوت اشک
6 بیاد گذشته شب
7 بتو
8 هم پای خورشید پاییز
9 کفر و دین
10 گفتگویی با دل

 » بیشتر بخوانید...
 بشوی احساس و عینک ها و چشمان را
 گر بهشتم می سزد ديدار جانانم بس است
 گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
 سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
 آن شوخ دلنواز چو کبک دری گذشت
 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
 نماد ترازو
 مقام زن
 بی پناه بادبان
 یازدهم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای سپاس بیکران از لطف بی پایان تو!
کی فراموشم شود در زندگی احسان تو
از قدومت کلبه تارم منور شد بتا!
یکدمی بنشین، مرو! ای جان من قربان تو
وعده خوش کردی بجا، خوش میرسی از راه دور
قصه میگوید به عاشق آن صف مزگان تو
شادمان باشی همیشه خاصه در وقت بهار
شد بهار آرزوهای دلم مهمان تو
وی امید هستیم ای آرزوی زندگی!
می پرستم من ترا صد ها قسم بر جان تو

۲۱،۱،۱۳۶۸ کابل مکروریان سوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *