+ - x
 » از همین شاعر
1 از خواب لرزان می پرم، بر قسمتم شک می کنم
2 لب تو شیره ی انگور و گُل تریاك است
3 شب آنقَدر شب است كه ترسانده زاغ را
4 بگیر باز تبر را... بگیر! ابراهیم!
5 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
6 غرور و ناز تو زیباست با زنانه گی ات
7 هرگز نشد که فلسفه ها راحتم کنند
8 غزلی در چرخیدن...
9 یک بغض جن گرفته گلوی مرا گرفت
10 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا

 » بیشتر بخوانید...
 پاس و لحاظ و مردمی مردمان نماند
 ز گفت وگو نیامد صید جمعیت به بند ما
 مرا هر لحظه منزل آسمانی
 دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
 فرست باده ی جان را به رسم دلداری
 نه آن شیرم که با دشمن برآیم
 بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
 ای یار یگانه چند خسبی
 نیمه راه
 برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴

غرور و ناز تو زیباست با زنانه گی ات
مرا ببوس... بریز از شراب خانه گی ات

در آتش تنِ تو پخته می شوم، شده است
تنت تنور، تنم نان در این تنانه گی ات...

هواست برفی و من مست و شب، شرور و دراز
چه لحظه های عزیزیست بی بهانه گی ات

به چشم هات، به دریا مرا پناه بده
که من نهنگم و محتاج بی کرانه گی ات

که منجمد شده ام... قرن هاست خاموشم
مرا دوباره به رقص آر با ترانه گی ات

شراب و شمع منی، ابر و آفتاب منی
نگو که: "کشته مرا شور شاعرانه گی ات"


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *