+ - x
 » از همین شاعر
1 غزلی در چرخیدن...
2 از خواب لرزان می پرم، بر قسمتم شک می کنم
3 هرگز نشد که فلسفه ها راحتم کنند
4 مارا به هم که دوخته؟ مارا جدا کنید
5 از خود جدا نمی کند این بخت بد مرا
6 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
7 این روزها درون من از اژدها پُر است
8 بگیر باز تبر را... بگیر! ابراهیم!
9 تقدیم به زنی که در آن سوی آّب ها غمگین و تنهاست
10 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا

 » بیشتر بخوانید...
 بریده شد از این جوی جهان آب
 این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
 از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
 چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
 آزادی
 در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
 شراب شیره انگور خواهم
 به آب روشن می عارفی طهارت کرد
 سکوت
 شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۳

بچرخ! ثانیه گرد عجول! خوب بچرخ!

شبیه یوزپلنگی، بدو! بکوب! بچرخ!

نباش در پی این که قطار عمر من است

قطار عمر مرا بین چارچوب بچرخ!

برای این که بمیریم و باز زنده شویم

شوی درخت، شوم ...مثل دارکوب، بچرخ!



اگر چه سوختی اما تو آفتاب نه ای!

زمین!

زمین!

به خود آی و نکن غروب...بچرخ!

...
دوباره شمس تو از شرق تا به غرب شدم

بچرخ! مولوی! از بلخ تا جنوب بچرخ!

مرا به وسعت دنیای بی کران چه غرض

بچرخ! مولوی! از بلخ تا جنوب بچرخ!

مرا به وسعت دنیای بی کران چه غرض...

نه ایست! ثانیه گرد عجول! خوب بچرخ!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *