+ - x
 » از همین شاعر
1 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
2 سری را سرنوشت از مادری بیرون نیاورده
3 از گپ که بگذریم سرم چون کدو شده
4 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
5 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
6 آدمی بر کف دستش خط اجبار نوشت
7 اگر یک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
8 عاقبت مثل سگی، روی سرک خواهی مرد
9 باز ساعت روی شش افتاد، پیهم زنگ زنگ
10 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را

 » بیشتر بخوانید...
 هر یک چندی یکی برآید که منم
 عشق خامش طرفه تر یا نکته های چنگ چنگ
 از جمله رفتگان این راه دراز
 ای دم به دم مصور جان از درون تن
 ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
 ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
 هزار جان مقدس فدای روی تو باد
 تو رفتی در سفر هوش از سرم رفت
 الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
 به هوای تازه ماند غزل من و غم من

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

خط می زنم به هرچه که از تو نشانی است
حتا به نام تو که پر از مهربانی است

خط مییزنم به دلقک پیری که مثل من
انبوه زخم های دلش جاودانی است

قسمت به هر کی قدر خودش سهم می دهد
چیزی که مال ما شده، مرگ مجانی است

روزی، برای من پدرم گفت: زنده گی
یک مشت خاطراتِ زمانِ جوانی است

مریم! از این غزل نشود منقلب شوی
این گریه های دایم مرد روانی است

یک روز می رسد سر خاکم گذر کنی
یک شاخه گل بیار که گور فلانی است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *