+ - x
 » از همین شاعر
1 آیینه بمان پیش رخت، رنگ بینداز
2 ما جهان را سر یک بوتل کنیاک زدیم
3 از گورها بگیرید اینک سراغ ما را
4 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
5 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
6 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را
7 زنده گی سایۀ سروی ست که بر آب روان افتاده
8 اگریک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
9 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری
10 می رسی نرم تر از نم نم باران کرده

 » بیشتر بخوانید...
 باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری
 از شب تا فردا
 پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
 سیمرغ های بی آشیانه ی البرز
 صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
 ایا هوای تو در جان ها سلام علیک
 خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی
 یادی از گذشته
 سرچشمه
 کرانی ندارد بیابان ما

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۸

نرسیدی که مرا در قدمت خاک کنی
غم این سینۀ سودازده را پاک کنی

کاشکی معجزه می شد که بیایی و کمی
یادی از عاشق دیوانه و بی باک کنی

آرزو را همه از گور بیاری بیرون
سینه ها را بزنی، پاره کنی، چاک کنی

برسی مثل خماری، سر معتادت را
فارغ از دغدغۀ سگرت و تریاک کنی

تو بگو کیستی آخر که به این آسانی
مرده ها را همه سر زنده و چالاک کنی

نشده چشم تو از چشم بشرمد، مریم!
تا به کی قلب مرا خسته و غمناک کنی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Rahim Amini:

این بسیار مقبول است
نشده چم تو از چشم بشرمد مریم !
تا به کی قلب مرا خسته و غمناک کنی




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *