+ - x
 » از همین شاعر
1 یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
2 آسمان کوچه از مهتاب خالی می شود
3 دست های تو با همین سرخی روی دستان داغ من شاید
4 یاد ابر های گذشته بخیر
5 هولی روز های پاییز است، دامن باد ها پر از رنگ است

 » بیشتر بخوانید...
 روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو *
 اگر او ماه منستی شب من روز شدستی
 غزلی در چرخیدن...
 نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
 شد ز غمت خانه سودا دلم
 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
 آن دلبر من آمد بر من
 مظهر خاصهء اسماست ز پيدايی ما
 مجال
 شب همچنان سیاه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
یک غزل تا به تباهی و جدایی، لیلا

پنج بیتی که به قول تو شباهت دارد
گره افتاده به احساس گدایی، لیلا

چار بیتی که چنان چار کنار گور است
تو شده در نفسم تا تو برایی، لیلا

دو سه بیتی نگران مانده که ترکم بکنی
به وداعی که دگر باز نیایی، لیلا

بعد ازاین جوره دو بیتی که بپایان برسد
هر قدر نعره زنم هیج نپایی، لیلا

مصرعی مانده که در مرگ خودم چیغ زنم
مصرعی نیست دگر، آی کجایی لیلا؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *