+ - x
 » از همین شاعر
1 دست های تو با همین سرخی روی دستان داغ من شاید
2 یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
3 هولی روز های پاییز است، دامن باد ها پر از رنگ است
4 آسمان کوچه از مهتاب خالی می شود
5 یاد ابر های گذشته بخیر

 » بیشتر بخوانید...
 از اینگونه مردن...
 کالی تیشی آینوسای افندی چلبی
 صبح است ز خرمی جهان می خندد
 ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
 عمر مارا سرعت نور است و روز و شاممان
 مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا
 از راهبی ز دير ز ناقوس شد بگوش
 ایه یا اهل الفرادیس اقرا منشورنا
 سایه ساز تیره ی تاریخ
 گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
یک غزل تا به تباهی و جدایی، لیلا

پنج بیتی که به قول تو شباهت دارد
گره افتاده به احساس گدایی، لیلا

چار بیتی که چنان چار کنار گور است
تو شده در نفسم تا تو برایی، لیلا

دو سه بیتی نگران مانده که ترکم بکنی
به وداعی که دگر باز نیایی، لیلا

بعد ازاین جوره دو بیتی که بپایان برسد
هر قدر نعره زنم هیج نپایی، لیلا

مصرعی مانده که در مرگ خودم چیغ زنم
مصرعی نیست دگر، آی کجایی لیلا؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *