+ - x
 » از همین شاعر
1 یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
2 یاد ابر های گذشته بخیر
3 هولی روز های پاییز است، دامن باد ها پر از رنگ است
4 دست های تو با همین سرخی روی دستان داغ من شاید
5 آسمان کوچه از مهتاب خالی می شود

 » بیشتر بخوانید...
 چند رباعی
 نسیمی مژده یی آورده امشب
 هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
 شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
 منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم
 تزویر
 غزلی در چرخیدن...
 سرنوشت هرچه سگ دیدم به من سر می خورد
 آن ره که بیامدم کدامست؟!
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل یک قطعه ابر
سفر می کنم از آسمانت
یاد ابر های گذشته بخیر
که آسمان پنجره ی تانرا نقاشی می کرد
باران
باران
بر سر و دستانت نمی بارم
تا چشم هایت بهانه نگیرند
بگذار قاب پنجره ی تان
بعد از من
آبی بزرگ باشد
تا سبز بمانم برلب هایت :
"یاد آن ابر های گذشته بخیر "


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *