+ - x
 » از همین شاعر
1 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
2 من زمستان وطن را یاد کردم
3 در سوگ استاد شکوری
4 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
5 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
6 گریه ی انگور ها در جام ها
7 ای دوست خدا حافظ
8 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
9 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
10 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم

 » بیشتر بخوانید...
 بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
 تا عشق تو سوخت همچو عودم
 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
 هین که منم بر در در برگشا
 نفسی بهوی الحبیب فارت
 مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
 روزی ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
 نه محتسب نه ملا بر خری سوارم کرد
 ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
 تا نازبوی خط ز لبت سر کشيده است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟

بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟

پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟

تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟

رو به رویم سدّ و بن بست
جاده پایان یافت یا من؟

پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *