+ - x
 » از همین شاعر
1 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
2 من زمستان وطن را یاد کردم
3 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
4 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
5 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
6 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
7 گریه ی انگور ها در جام ها
8 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
9 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
10 زندگی بشتافت، یا من؟

 » بیشتر بخوانید...
 رهید جان دوم از خودی و از هستی
 رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
 دل دی خراب و مست و خوش هر سو همی افتاد از او
 کرده ام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
 چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را
 نیست باک از برق آفت دل به آفت بسته را
 اگر با تو نبودم
 از ورای سر دل بین شیوه ها
 یک اتفاق ساده
 ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟

بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟

پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟

تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟

رو به رویم سدّ و بن بست
جاده پایان یافت یا من؟

پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *