+ - x
 » از همین شاعر
1 در سوگ استاد شکوری
2 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
3 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
4 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
5 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
6 گریه ی انگور ها در جام ها
7 زندگی بشتافت، یا من؟
8 ای دوست خدا حافظ
9 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
10 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم

 » بیشتر بخوانید...
 چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
 با آن که می رسانی آن باده بقا را
 بار دیگر عزم رفتن کرده ای
 آن جا که چو تو نگار باشد
 عار بادا جهانیان را عار
 اینجا دلی ز آینه محروم شد، رفیق
 سوگ سرود ۱
 که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
 عمریست تا به راه غمت رو نهاده ایم
 دام دگر نهاده ام تا که مگر بگیرمش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟

بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟

پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟

تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟

رو به رویم سدّ و بن بست
جاده پایان یافت یا من؟

پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *