+ - x
 » از همین شاعر
1 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
2 در سوگ استاد شکوری
3 گریه ی انگور ها در جام ها
4 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
5 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
6 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
7 من زمستان وطن را یاد کردم
8 زندگی بشتافت، یا من؟
9 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
10 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل

 » بیشتر بخوانید...
 پنهان به میان ما می گردد سلطانی
 چو شب شد جملگان در خواب رفتند
 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
 که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
 بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا
 واژه ی منفی
 انتظارت از دل و جان داشتم، دارم هنوز*
 جوهر مردی
 شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟

بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟

پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟

تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟

رو به رویم سدّ و بن بست
جاده پایان یافت یا من؟

پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *