+ - x
 » از همین شاعر
1 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
2 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
3 در سوگ استاد شکوری
4 من زمستان وطن را یاد کردم
5 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
6 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
7 ای دوست خدا حافظ
8 گریه ی انگور ها در جام ها
9 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
10 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو

 » بیشتر بخوانید...
 دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
 هجدهم
 رفیق اهل دل و یار محرمی دارم
 کسی خراب خرابات و مست می باشد
 حرام گشت از این پس فغان و غمخواری
 در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد
 زان ازلی نور که پرورده اند
 باورشکن
 قضا آمد شنو طبل نفیرش
 سری نبود به وحشت ز بزم جستن ما را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟

بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟

پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟

تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟

رو به رویم سدّ و بن بست
جاده پایان یافت یا من؟

پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *