+ - x
 » از همین شاعر
1 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
2 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
3 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
4 در سوگ استاد شکوری
5 گریه ی انگور ها در جام ها
6 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
7 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
8 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
9 زندگی بشتافت، یا من؟
10 من زمستان وطن را یاد کردم

 » بیشتر بخوانید...
 عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
 می رسد بوی جگر از دو لبم
 ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
 در چشمانت
 امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می رسد
 فقط یکبار مینازم به بختم
 چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات
 ای پرده در پرده بنگر که چه ها کردی
 برفتیم ای عقیق لامکانی
 گشته مهمان من آن سرو خرامان امشب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟

بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟

پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟

تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟

رو به رویم سدّ و بن بست
جاده پایان یافت یا من؟

پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *