+ - x
 » از همین شاعر
1 دیوانه یی در من
2 قصه یی برای کودکم
3 چراغ اندیش
4 مرور یک گرداب
5 در ازدحام درد
6 تعبیر بی خوابی
7 در پله ها
8 دگراندیش
9 شکر خدا
10 ناآشتی

 » بیشتر بخوانید...
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری
 از آن مقام که نبود گشاد زود گذر
 آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
 ساز من ساز مست آهنگ است
 کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
 حرفی نگفته دارم از روز آشنایی
 خواجه بیا، خواجه بیا، خواجه دگر بار بیا
 هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
 غیر عشقت راه بین جستیم نیست

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۶

دورم کن از تنهایی و یادم بده روشن شوم
سرمایی ام، آتش بزن، کز عشق پیراهن شوم

چون چشمه ی بی رقص آب از یاد باران رفته ام
دریا شدن یادم بده، تا معنی ی رفتن شوم

در ابتدایم بیتویی، در انتهایم فاصله
کاری بکن با هستی ی بیهوده ام دشمن شوم

هر صبحدم با خنده یی بدرود میگویم به شب
تا در عبور از درد خود، مفهوم یک روزن شوم

در جستجوی نیمه ام، آن سوی فردا می روم
آنقدر می پالم تو را، تا كه تهی از من شوم

...

از نسل تسلیم نیستم عشق است آنسوی گناه
بگذار با تو تا خدا، گندم شوم، خرمن شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *