+ - x
 » از همین شاعر
1 تاریخ تلخ
2 عید تلخ
3 دو بن بست
4 بین دو بیداری
5 تعبیر بی خوابی
6 شکر خدا
7 فریادی از کوچه
8 نارسیده به سکوت
9 از باغ تا بن بست
10 خواب ناتکرار

 » بیشتر بخوانید...
 قهرمانان
 گمگشته ایم و گوشهء تنها گرفته ایم
 کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
 امروز روز شادی و امسال سال لاغ
 بهار و شاعر محبوس
 انتخاب
 تو را در دلبری دستی تمامست
 در دل را بروی کس نبستم
 از فراز منبر ابرها
 بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۶

دورم کن از تنهایی و یادم بده روشن شوم
سرمایی ام، آتش بزن، کز عشق پیراهن شوم

چون چشمه ی بی رقص آب از یاد باران رفته ام
دریا شدن یادم بده، تا معنی ی رفتن شوم

در ابتدایم بیتویی، در انتهایم فاصله
کاری بکن با هستی ی بیهوده ام دشمن شوم

هر صبحدم با خنده یی بدرود میگویم به شب
تا در عبور از درد خود، مفهوم یک روزن شوم

در جستجوی نیمه ام، آن سوی فردا می روم
آنقدر می پالم تو را، تا كه تهی از من شوم

...

از نسل تسلیم نیستم عشق است آنسوی گناه
بگذار با تو تا خدا، گندم شوم، خرمن شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *