+ - x
 » از همین شاعر
1 خودکشی
2 ترانه ی ماه، ماه
3 ترانه ی ناسروده
4 مرثیه برای «ایگناسیو سانچز مخیاس»
5 غروب
6 ورای جهان
7 ترانه ی آب دریا
8 نغمه
9 قصیده ی کبوتران تاریک
10 ترانه ی کوچک سه رودبار

 » بیشتر بخوانید...
 خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد
 نباشد بی عصا امداد طاقت پیکر خم را
 روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
 هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی
 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
 نور جانست هويدا و عيان و چه نهان
 در گوش دلم گفت فلک پنهانی
 شاعر کنار پنجره تنها نشسته بود
 مصیبت هشیاری
 به کوی دل فرورفتم زمانی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

فدریکو گارسیا لورکا درخشانترین چهره شعر اسپانیا و در همان حال یکی از نامدارترین شاعران جهان است. شهرتی که نه تنها از شعر پر مایه او که از زندگی پرشور و مرگ جنایتبارش نیز به همان اندازه آب می خورد. به سال 1899 در فونته کا واکه روس - دشت حاصلخیز غرناطه - در چند کیلومتری شمال شرقی گرانادا به جهان آمد. در خانواده ای که پدر روستایی مرفهی بود و مادر زنی متشخص و درس خوانده. تا چهار سالگی رنجور و بیمار بود، نمی توانست راه برود و به بازیهای کودکانه رغبتی نشان نمی داد. اما به شنیدن افسانه ها و قصه هایی که خدمتکاران و روستاییان می گفتند و ترانه هایی که کولیان می خواندند شوقی عجیب داشت...


-برای کونجیتا گارسیالورکا-



ماه به آهنگر خانه می آید
با پاچین ِ سنبل الطیب اش.
بچه در او خیره مانده
نگاهش می کند، نگاهش می کند.
در نسیمی که می وزد
ماه دست هایش را حرکت می دهد
و پستان های سفید ِ سفت ِ فلزیش را
هوس انگیز و پاک، عریان می کند.

هیّ! برو! ماه، ماه، ماه!
کولی ها اگر سر رسند
از دل ات
انگشتر و سینه ریز می سازند.
بچه، بگذار برقصم.
تا سوارها بیایند
تو بر سندان خفته ای
چشم های کوچکت را بسته ای.

هیّ! برو! ماه، ماه، ماه!
صدای پای اسب می آید.

راحتم بگذار.
سفیدی ِ آهاری ام را مچاله می کنی.



طبل ِ جلگه را کوبان
سوار، نزدیک می شود.
و در آهنگرخانه ی خاموش
بچه، چشم های کوچکش را بسته.

کولیان مفرغ و رویا
از جانب زیتون زارها
پیش می آیند
بر گرده ی اسب های خویش،
گردن ها بلند برافراخته
و نگاه ها همه خواب آلود.
چه خوش می خواند از فراز درختش،
چه خوش می خواند شبگیر!
و بر آسمان، ماه می گذرد;
ماه، همراه کودکی
دستش در دست.

در آهنگرخانه، گرد بر گرد ِ سندان
کولیان به نومیدی گریانند.
و نسیم
که بیدار است، هشیار است.
و نسیم
که به هوشیاری بیدار است.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *