+ - x
 » از همین شاعر
1 بدرود
2 چشم انداز
3 خوآن بره وا
4 ترانه ی شرقی
5 در مدرسه
6 آی!
7 ترانه ی میدان کوچک
8 سبدها
9 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
10 کمانداران

 » بیشتر بخوانید...
 زن زدن
 درود بر شب
 رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
 ز هدهدان تفکر چو در رسید نشانش
 دمی به وادی غيرت ز خود رميده غزالم
 جهنم در جزیره
 گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
 اژدها
 احوال کوهکن را از بيستون بياريد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

غول آسا پیکری داشت و
کودکانه صدایی.

هیچ چیز به تحریر صدای او مانند نبود:
درد مطلق بود به هنگام خواندن
زیر نقاب تبسمی.

لیموزاران مالاگای خواب آلوده را
به خاطر می آورد
و شِکوه اش
به طعم نمک دریایی بود.
او نیز چون هومر
در نابینایی آواز خواند.

صدایش در خود نهفته داشت
چیزی از دریای بی نور و
چیزی از نارنج چلیده را.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *