+ - x
 » از همین شاعر
1 سبدها
2 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
3 بدرود
4 غروب
5 قصیده ی اشکها
6 خوآن بره وا
7 خودکشی
8 قصیده ی کبوتران تاریک
9 در مدرسه
10 کارد

 » بیشتر بخوانید...
 یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی
 ای از نظرت مست شده اسم و مسما
 کردم رقم به کلک نفس مد ناله را
 غزل بدخشان
 سادگی باغی ست طبع عافیت آهنگ را
 زمستان کابل
 تو را از آب می گیرم تو را از بین ماهی ها
 عابر، پتو بپوش زمستان هنوز هست
 به پیش آر سغراق گلگون من
 خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آموزگار:
کدام دختر است
که به باد شو می کند؟

کودک:
دختر همه ی هوس ها.

آموزگار:
باد، به اش
چشم روشنی چه می دهد؟
کودک:
دسته ی ورق های بازی
و گردبادهای طلایی را.
آموزگار:
دختر در عوض
به او چه می دهد؟

کودک:
دلک بی شیله پیله اش را.

آموزگار:
دخترک
اسمش چیست؟

کودک:
اسمش دیگر از اسرار است!

[پنجره ی مدرسه، پرد هیی از ستاره ها دارد] .


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *