+ - x
 » از همین شاعر
1 مرثیه برای «ایگناسیو سانچز مخیاس»
2 ترانه ی آب دریا
3 خودکشی
4 نغمه ی خوابگرد
5 در مدرسه
6 سبدها
7 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
8 ورای جهان
9 بدرود
10 کمانداران

 » بیشتر بخوانید...
 بخوان شعرم
 هر کجا که پا نهی ای جان من
 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
 خواهی ز جنون بویی ببری
 دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو
 چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
 لشکر مژگان
 انتظار
 رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
 چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آموزگار:
کدام دختر است
که به باد شو می کند؟

کودک:
دختر همه ی هوس ها.

آموزگار:
باد، به اش
چشم روشنی چه می دهد؟
کودک:
دسته ی ورق های بازی
و گردبادهای طلایی را.
آموزگار:
دختر در عوض
به او چه می دهد؟

کودک:
دلک بی شیله پیله اش را.

آموزگار:
دخترک
اسمش چیست؟

کودک:
اسمش دیگر از اسرار است!

[پنجره ی مدرسه، پرد هیی از ستاره ها دارد] .


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *