+ - x
 » از همین شاعر
1 نغمه ی خوابگرد
2 خودکشی
3 در مدرسه
4 سبدها
5 ورای جهان
6 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
7 بدرود
8 غروب
9 کمانداران
10 چشم انداز

 » بیشتر بخوانید...
 ای تو چو خورشید و شه خاص من
 خنب های لایزالی جوش باد
 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
 ای که در کوی خرابات مقامی داری
 سوم
 صد دهل می زنند در دل ما
 مرگ آ ه س ت ه زووووود می آید
 بگردان شراب ای صنم بی درنگ
 از ورای سر دل بین شیوه ها
 هست مستی که مرا جانب میخانه برد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کارد
به دل فرومی نشیند
چون تیغه ی گاوآهن
به صحرا

نه.
به گوشت تن من
میخ اش نکن،
نه.

کارد،
همچون پرّه ی خورشید
به آتش می کشد
اعماق خوف انگیز را.

نه.
به گوشت تن من
میخ اش نکن،
نه.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *