+ - x
 » از همین شاعر
1 غزل بازار صبحگاهی
2 آی!
3 نغمه
4 کارد
5 ترانه ی ماه، ماه
6 قصیده ی کبوتران تاریک
7 مرثیه برای «ایگناسیو سانچز مخیاس»
8 خودکشی
9 ترانه ی کوچک سه رودبار
10 جبریل قدسی

 » بیشتر بخوانید...
 مهمان یاد های توام در دوام شب
 ببين به خرقه ام هرجا بود نشان شراب
 بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد
 دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
 گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
 شبی که دررسد از عشق پیک بیداری
 از من جدا مشو که توام نور دیده ای
 چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
 باز امشب ای رقیبان ساز می خواهد دلم
 زندگی خار و خشت میخواهد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از بندرگاه « الویرا »
برآنم که عبورت را ببینم
تا به نامت بشناسم
و به گریه بنشینم.

کدامین هلال خاکستر ساعت نُه
رخانت را چنین پریده رنگ کرده است؟
بذر شعله ورت را
چه کسی از سر برف ها برمی چیند؟
کدام دشنه ی کوتاه کاکتوس
بلور تو را به قتل می رساند؟

از بندرگاه الویرا
عبور تو را می بینم
تا نگاهت را بنوشم
و به گریه بنشینم.
در بازارگاه، چه گونه آوازی
به کیفر من سر می دهی؟
چه قرنفل هذیانی
بر تاپوهای گندم!
چه دورم - آه - در کنار تو،
چه نزدیک، هنگامی که می روی!

از بندرگاه الویرا
عبور تو را می بینم
تا ران هایت را بی خبر به برکشم
و به گریه بنشینم.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *