+ - x
 » از همین شاعر
1 ورای جهان
2 چشم انداز
3 ترانه ی کوچک سه رودبار
4 قصیده ی کبوتران تاریک
5 سبدها
6 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
7 نغمه
8 غروب
9 غزل بازار صبحگاهی
10 خوآن بره وا

 » بیشتر بخوانید...
 ندانی تا نباشی محرم مرد
 یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
 تا دل مسکین من در کار تست
 نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
 به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
 رانده
 گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو
 مستی و عاشقانه می گویی
 بخش هفدهم
 زندگی خار و خشت میخواهد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترانه ی ناسروده
ترانه یی که نخواهم سرود
من هرگز
خفته ست روی لبانم.
ترانه یی
که نخواهم سرود من هرگز.

بالای پیچک
کرم شب تابی بود
و ماه نیش می زد
با نور خود بر آب.

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه یی را
که نخواهم سرود من هرگز.
ترانه یی پُر از لب ها
و را ههای دوردست،
ترانه ی ساعات گمشده
در سایه های تار،
ترانه ی ستاره های زنده
بر روز جاودان.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *