+ - x
 » از همین شاعر
1 خودکشی
2 مرثیه برای «ایگناسیو سانچز مخیاس»
3 آی!
4 نغمه ی خوابگرد
5 در مدرسه
6 غزل بازار صبحگاهی
7 سبدها
8 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
9 ترانه ی شرقی
10 ورای جهان

 » بیشتر بخوانید...
 فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
 دگر مگو که چه شد، چون شد و چه پیش آمد
 ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
 نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد
 غلام نرگس مست تو تاجدارانند
 ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری
 تا با تو قرین شده ست جانم
 خوش خبر باشی ای نسیم شمال
 از دل رفته نشان می آید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اگر مُردم
در مهتابی را باز بگذارید.

کودک پرتقال می خورد.
[از مهتابی خود می بینمش] .

دروگر گندم می درود.
[از مهتابی خود می بینمش] .

اگر مُردم
باز بگذارید در مهتابی را.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *