+ - x
 » از همین شاعر
1 خودکشی
2 غزل بازار صبحگاهی
3 جبریل قدسی
4 بدرود
5 چشم انداز
6 کارد
7 ترانه ی ماه، ماه
8 نغمه ی خوابگرد
9 خوآن بره وا
10 آی!

 » بیشتر بخوانید...
 مگردان روی خود ای دیده رویم
 گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
 نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی
 چه دلشادم به دلدار خدایی
 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
 ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
 این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده
 چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
 هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در ستایش لوپه د وِ گا

بر کناره های رود
شب را بنگرید که در آب غوطه می خورد.
و بر پستان های لولیتا
دسته گل ها از عشق می میرند.

دسته گل ها از عشق می میرند.

بر فراز پل های اسفند ماه
شب عریان به آوازی بم خواناست.
تن می شوید لولیتا
در آب شور و سنبل رومی.
دسته گل ها از عشق می میرند.

شب انیسون و نقره
بر بامهای شهر می درخشد.
نقره ی آب های آینه وار و
انیسون ران های سپید تو.

دسته گلها از عشق می میرند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *