+ - x
 » از همین شاعر
1 نغمه
2 خودکشی
3 چشم انداز
4 ترانه ی آب دریا
5 کارد
6 ترانه ی ماه، ماه
7 ترانه ی شرقی
8 قصیده ی اشکها
9 ورای جهان
10 آی!

 » بیشتر بخوانید...
 پاییز
 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
 تو آب روشنی تو در این آب گل مکن
 شبی در بهار
 ماست مالی شده مفهوم تو مریم دیگر!
 مرگ زیباست
 باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
 می آید سنجق بهاری
 سپیده دم بدمید و سپیده می ساید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پنجره ی مهتابی را بسته ام
چرا که نمی خواهم زاری ها را بشنوم.
با این همه، از پس دیوارهای خاکستر
هیچ به جز زاری نمی توان شنید.

فرشته گانی که آواز بخوانند انگشت شمارند
سگانی که بلایند انگشت شمارند
هزار ساز در کف من می گنجد.

اما زاری سگی سترگ است
اما زاری فرشته یی سترگ است
زاری سازی سترگ است.
زاری باد را به سر نیزه زخم می زند
و به جز زاری هیچ نمی توان شنید.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *