+ - x
 » از همین شاعر
1 غروب
2 غزل بازار صبحگاهی
3 خوآن بره وا
4 ترانه ی میدان کوچک
5 ورای جهان
6 قصیده ی کبوتران تاریک
7 چشم انداز
8 کارد
9 ترانه ی ماه، ماه
10 ترانه ی کوچک سه رودبار

 » بیشتر بخوانید...
 ای که مهجوری عشاق روا می داری
 لب جویی که از عکس تو پردازی ست آبش را
 خسته
 شب آنقَدر شب است كه ترسانده زاغ را
 تمام اوست که فانی شدست آثارش
 گر چه بسی نشستم در نار تا به گردن
 چند روز است که شطرنج عجب می بازی
 بریده شد از این جوی جهان آب
 فتادی از مقام کبریائی
 یک حمله و یک حمله کمد شب و تاریکی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

( آیا لوسی من پا در جویبار نهاده بود؟)
سه سپیدار گشن
یک ستاره.
سکوت فروخورده ی غوکان
تور نازکی را ماند
سوزن دوزی شده به نقش های سبز.
کنار رود
درختی خشک
خود را شکوفا شده می یابد
با دوایر درهم.
و رویاهای من بر آب
به سوی دختری از غرناطه می گریزد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *