+ - x
 » از همین شاعر
1 خوآن بره وا
2 نغمه
3 ترانه ی کوچک سه رودبار
4 سبدها
5 خودکشی
6 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
7 آی!
8 ترانه ی شرقی
9 قصیده ی کبوتران تاریک
10 غزل بازار صبحگاهی

 » بیشتر بخوانید...
 قانون خموشی
 هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی
 یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش
 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
 باز امشب دوستان خواب پریشان دیده ام
 گر دیو و پری حارس با تیغ و سپر باشد
 نه آتش های ما را ترجمانی
 مادر
 سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

پهناب گوادل کویر
از زیتون زاران و نارنجستا نها می گذرد.
رودبارهای دوگانه ی غرناطه
از برف به گندم فرود می آید.

دریغا عشق
که شد و باز نیامد!

پهناب گوادل کویر
ریشی لعلگونه دارد،
رودباران غرناطه
یکی می گرید
یکی خون می فشاند.
دریغا عشق
که برباد شد!
از برای زورق های بادبانی
سه ویل ١٨ را معبری هست؛
بر آب غرناطه اما
تنها آه است
که پارو می کشد.

دریغا عشق
که شد و باز نیامد!

گوادل کویر،
برج بلند و
باد
در نارنجستان ها.
خنیل و دارو
برج های کوچک و
مرده گانی
بر پهنه ی آبگیرها.

دریغا عشق
که بر باد شد!

که خواهد گفت که آب
می برد تالاب تشی از فریادها را؟

دریغا عشق
که شد و باز نیامد!

بهار نارنج را و زیتون را

آندلس، به دریاهایت ببر!
دریغا عشق
که بر باد شد!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *