+ - x
 » از همین شاعر
1 کمانداران
2 سبدها
3 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
4 ترانه ی میدان کوچک
5 مرثیه برای «ایگناسیو سانچز مخیاس»
6 آی!
7 در مدرسه
8 ترانه ی شرقی
9 خوآن بره وا
10 چشم انداز

 » بیشتر بخوانید...
 خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
 بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
 گویم سخن لب تو یا نی
 در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
 ای مبارک ز تو صبوح و صباح
 به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود
 تلخی نکند شیرین ذقنم
 دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی
 حرف ناگفته گفتنی دارد
 ای دل چو نمی گردد در شرح زبان من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دریا خندید
در دور دست،
دندان هایش کف و
لب هایش آسمان.

- تو چه می فروشی
دختر غمگین سینه عریان؟

- من آب دریاها را
می فروشم، آقا.

- پسر سیاه، قاتی خونت
چی داری؟

- آب دریاها را
دارم، آقا.

- این اشکهای شور
از کجا می آید، مادر؟

- آب دریاها را من
گریه می کنم، آقا.

- دل من و این تلخی بی نهایت
سرچشمه اش کجاست؟

- آب دریاها
سخت تلخ است، آقا.

دریا خندید
در دوردست،

دندان هایش کف و
لبهایش آسمان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *