+ - x
 » از همین شاعر
1 چشم انداز
2 ترانه ی میدان کوچک
3 بدرود
4 قصیده ی کبوتران تاریک
5 کمانداران
6 ترانه ی کوچک سه رودبار
7 قصیده ی اشکها
8 غروب
9 کارد
10 ترانه ی ماه، ماه

 » بیشتر بخوانید...
 من و تو دوش شب بیدار بودیم
 در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
 ای سر مردان برگو برگو
 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
 بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان ها
 من و اختیار
 چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر
 اتحاد و اتفاق
 باغ قالی
 شبانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترانه ی ناسروده
ترانه یی که نخواهم سرود
من هرگز
خفته ست روی لبانم.
ترانه یی
که نخواهم سرود من هرگز.

بالای پیچک
کرم شب تابی بود
و ماه نیش می زد
با نور خود بر آب.

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه یی را
که نخواهم سرود من هرگز.
ترانه یی پُر از لب ها
و را ههای دوردست،
ترانه ی ساعات گمشده
در سایه های تار،
ترانه ی ستاره های زنده
بر روز جاودان.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *