+ - x
 » از همین شاعر
1 ترانه ی شرقی
2 قصیده ی اشکها
3 نغمه ی خوابگرد
4 ورای جهان
5 جبریل قدسی
6 نغمه
7 خوآن بره وا
8 کمانداران
9 آی!
10 خودکشی

 » بیشتر بخوانید...
 حسن را از وفا چه آزارست
 من جز احد صمد نخواهم
 از یاد رفته
 یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
 مکن راز مرا ای جان فسانه
 بانو، حکایت خود موبه مو نکرد
 گل سرخ و گل زرد
 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
 دل آن بحر است کو ساحل نورزد
 من پای همی کوبم ای جان و جهان دستی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترانه ی ناسروده
ترانه یی که نخواهم سرود
من هرگز
خفته ست روی لبانم.
ترانه یی
که نخواهم سرود من هرگز.

بالای پیچک
کرم شب تابی بود
و ماه نیش می زد
با نور خود بر آب.

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه یی را
که نخواهم سرود من هرگز.
ترانه یی پُر از لب ها
و را ههای دوردست،
ترانه ی ساعات گمشده
در سایه های تار،
ترانه ی ستاره های زنده
بر روز جاودان.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *