+ - x
 » از همین شاعر
1 ترانه ی شرقی
2 ترانه ی آب دریا
3 چشم انداز
4 کمانداران
5 کارد
6 خودکشی
7 ترانه ی ماه، ماه
8 غروب
9 نغمه ی خوابگرد
10 ترانه ی کوچک سه رودبار

 » بیشتر بخوانید...
 یک روز ز بند عالم آزاد نیم
 رقص چوب ها
 ای دوستان برای خدا ياد ما کنيد
 انتظار
 عشق جز دولت و عنایت نیست
 ای دیده ز نم زبون نگشتی
 نا تسلیم
 نیم شب از عشق تا دانی چه می گوید خروس
 هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو
 هم لبان می فروشت باده را ارزان کند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پهنه ی زیتون زار
همچون بادزنی
بسته می شود و می گشاید.
بر فراز زیتون زار
آسمانی فروریخته،
و بارانی تیره
از ستاره گان سرد.
بر لب رود
جگن و سایه روشن می لرزد.
هوای تیره چنبره می شود.
درختان زیتون
از فریاد
سنگین است،
و گله یی از
پرنده گان اسیر
دُم بسیار بلندشان را
در ظلمات می جنبانند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *