+ - x
 » از همین شاعر
1 چشم انداز
2 در مدرسه
3 آی!
4 کمانداران
5 قصیده ی کبوتران تاریک
6 نغمه
7 ورای جهان
8 خودکشی
9 خوآن بره وا
10 سبدها

 » بیشتر بخوانید...
 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
 از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
 خبر کن ای ستاره یار ما را
 کجایی ساقیا درده مدامم
 نفس آشفته می دارد چوگل جمعیت ما را
 پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
 گر جان بجز تو خواهد از خویش برکنیمش
 هم دانه امید به خرمن ماند
 با تو حیات و زندگی بی تو فنا و مردنا
 گل سرخ و گل زرد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پهنه ی زیتون زار
همچون بادزنی
بسته می شود و می گشاید.
بر فراز زیتون زار
آسمانی فروریخته،
و بارانی تیره
از ستاره گان سرد.
بر لب رود
جگن و سایه روشن می لرزد.
هوای تیره چنبره می شود.
درختان زیتون
از فریاد
سنگین است،
و گله یی از
پرنده گان اسیر
دُم بسیار بلندشان را
در ظلمات می جنبانند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *