+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر ...

 » بیشتر بخوانید...
 آمده ام به عذر تو ای طرب و قرار جان
 امروز خوش است دل که تو دوش
 پیچ در پیچ
 ز آن می که حیات جاودانیست بخور
 هر که ز عشاق گریزان شود
 دوشیزگان شعرم اگر نیست برقع پوش
 مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
 چتر بر فرق ز برگ ورق ياسمنم
 دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن
 امروز دیدمت که تو در خانهء منی

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


اگر آتش بنامم ترا
به شعله ای جزغاله ام می کنی

اگر باران بنامم ترا
به طوفانی می لرزانیم

اگر خوشه ی گندم بنامم ترا
پرنده گان گرسنه ترا می بلعند

اگر ترا وطن بنامم
بر خاک و خون ات می کشند



( رفیق صابر، شاعر كُرد / آرش سنجابی )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *