+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر ...

 » بیشتر بخوانید...
 ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی
 دل پردرد من امشب بنوشیده ست یک دردی
 عاشقان را جست و جو از خویش نیست
 اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را
 فلتر شکن
 باژگونی
 کیست کز راه تو چون خاشاک بردارد مرا
 در تو دو چشم وحشی، یک چهره ی اناری
 عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
 مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


اگر آتش بنامم ترا
به شعله ای جزغاله ام می کنی

اگر باران بنامم ترا
به طوفانی می لرزانیم

اگر خوشه ی گندم بنامم ترا
پرنده گان گرسنه ترا می بلعند

اگر ترا وطن بنامم
بر خاک و خون ات می کشند



( رفیق صابر، شاعر كُرد / آرش سنجابی )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *