+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر ...

 » بیشتر بخوانید...
 این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
 گر علت مرگ را دوا می کردند
 گر گریزی به ملولی ز من سودایی
 شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
 بیست و هفتم
 بر پشت من از زمانه تو میاید
 ای ساقی سرشار بده بادۀ هورا
 توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
 دگربار این دلم آتش گرفتست
 آمد سرمست سحر دلبرم

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


اگر آتش بنامم ترا
به شعله ای جزغاله ام می کنی

اگر باران بنامم ترا
به طوفانی می لرزانیم

اگر خوشه ی گندم بنامم ترا
پرنده گان گرسنه ترا می بلعند

اگر ترا وطن بنامم
بر خاک و خون ات می کشند



( رفیق صابر، شاعر كُرد / آرش سنجابی )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *