+ - x
 » از همین شاعر
1 قصیده ی اشکها
2 سبدها
3 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ
4 ترانه ی میدان کوچک
5 ترانه ی ناسروده
6 آی!
7 ورای جهان
8 قصیده ی کبوتران تاریک
9 خوآن بره وا
10 بدرود

 » بیشتر بخوانید...
 برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
 ندا رسید به جان ها ز خسرو منصور
 سینه ی کنده کنده یی دارم
 من چو در گور درون خفته همی فرسایم
 آه
 سفر کردم به هر شهری دویدم
 ترا در خویش می بینم
 ای جان ای جان فی ستر الله
 سماع آرام جان زندگانیست
 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترانه ی ناسروده
ترانه یی که نخواهم سرود
من هرگز
خفته ست روی لبانم.
ترانه یی
که نخواهم سرود من هرگز.

بالای پیچک
کرم شب تابی بود
و ماه نیش می زد
با نور خود بر آب.

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه یی را
که نخواهم سرود من هرگز.
ترانه یی پُر از لب ها
و را ههای دوردست،
ترانه ی ساعات گمشده
در سایه های تار،
ترانه ی ستاره های زنده
بر روز جاودان.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *