+ - x
 » از همین شاعر
1 کمانداران
2 در مدرسه
3 قصیده ی کبوتران تاریک
4 ترانه ی میدان کوچک
5 خوآن بره وا
6 غزل بازار صبحگاهی
7 غروب
8 نغمه
9 سبدها
10 رومئو پرنده است و ژولیت سنگ

 » بیشتر بخوانید...
 از اول امروز چو آشفته و مستیم
 هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
 دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
 خیز صبوحی کن و درده صلا
 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 حلقه
 آن ماه همی تابد بر چرخ و زمین یا نی
 ای بی تو محال جان فزایی
 ارکان گهرست و ما نگاریم هم
 حال دل با تو گفتنم هوس است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترانه ی ناسروده
ترانه یی که نخواهم سرود
من هرگز
خفته ست روی لبانم.
ترانه یی
که نخواهم سرود من هرگز.

بالای پیچک
کرم شب تابی بود
و ماه نیش می زد
با نور خود بر آب.

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه یی را
که نخواهم سرود من هرگز.
ترانه یی پُر از لب ها
و را ههای دوردست،
ترانه ی ساعات گمشده
در سایه های تار،
ترانه ی ستاره های زنده
بر روز جاودان.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *