+ - x
 » از همین شاعر
1 در کنال لورِلی
2 کودک مردنی
3 هوای خاکستری

 » بیشتر بخوانید...
 عیشم مدام است از لعل دلخواه
 اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین
 می گفت چشم شوخش با طره سیاهش
 زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
 آب حیوان باید مر روح فزایی را
 منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
 تمام روز، تمام شب
 به تار عاشقی بندم خدايا
 عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
 سادگی باغی ست طبع عافیت آهنگ را

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

لبخند کودکانه
چشمان خیال انگیزت
هر دو نمایانگر روح بزرگیست
که در تو می زیید

خیال من ترا با خود خواهد برد
به سرزمین های شمالی
در آنجا که گل خوش بوی خاطره ها
می روید

و من هرگز فراموش نخواهم کرد
آن یکشنبه ی آفتابی را
(با تو) در کنار لور ِلی*

*Loreley صخره ی بزرگیست بر رود راین، در آلمان.

برگردان: مسعود عثمانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *