+ - x
 » از همین شاعر
1 کبوتر اشتباه کرده است

 » بیشتر بخوانید...
 به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی
 هرکجا نسخه کنند آن خط ریحانی را
 خداوندا زکات شهریاری
 مرگ آ ه س ت ه زووووود می آید
 ما را سفری فتاد بی ما
 رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
 هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
 انسان نامریی
 بخش سیزدهم
 مدارم یک زمان از کار فارغ

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

کبوتر اشتباه کرده است.
چه اشتباهی.
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد گندم، آب است.
چه اشتباهی.
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد.
چه اشتباهی.

ستاره ها، قطره های شبنم،
و گرما، برف
چه اشتباهی.

که دامن ات، پیراهنش بود،
و دل ات، لانه اش.
چه اشتباهی.
(او بر ساحل خوابید،
تو بر بالای شاخه ای.)

برگردان: مودب میرعلایی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *