+ - x
 » از همین شاعر
1 کبوتر اشتباه کرده است

 » بیشتر بخوانید...
 ای دلزار محنت و بلا داری
 یا قمرا لوعه للقمرین سکن
 دعای مادر
 ما ز یاران چشم یاری داشتیم
 مثل یک تارتنک دور تنم پیچیدی
 عالم گرفت نورم بنگر به چشم هایم
 گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
 برای شما که عشق تان زندگیست
 بر سر آنم که گر ز دست برآید
 بار دیگر یار ما هنباز کرد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

کبوتر اشتباه کرده است.
چه اشتباهی.
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد گندم، آب است.
چه اشتباهی.
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد.
چه اشتباهی.

ستاره ها، قطره های شبنم،
و گرما، برف
چه اشتباهی.

که دامن ات، پیراهنش بود،
و دل ات، لانه اش.
چه اشتباهی.
(او بر ساحل خوابید،
تو بر بالای شاخه ای.)

برگردان: مودب میرعلایی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *