+ - x
 » از همین شاعر
1 کبوتر اشتباه کرده است

 » بیشتر بخوانید...
 شبانه
  چشمه
 گرچه دوزخ را گناهم در تلاطم آورد
 گر آمدنم بخود بدی نامدمی
 معده را پر کرده ای دوش از خمیر و از فطیر
 بریده شد از این جوی جهان آب
 به پیشگاه مولانا
 یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه
 گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
 گر چه اندر فغان و نالیدن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

کبوتر اشتباه کرده است.
چه اشتباهی.
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد گندم، آب است.
چه اشتباهی.
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد.
چه اشتباهی.

ستاره ها، قطره های شبنم،
و گرما، برف
چه اشتباهی.

که دامن ات، پیراهنش بود،
و دل ات، لانه اش.
چه اشتباهی.
(او بر ساحل خوابید،
تو بر بالای شاخه ای.)

برگردان: مودب میرعلایی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *