+ - x
 » از همین شاعر
1 کبوتر اشتباه کرده است

 » بیشتر بخوانید...
 ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
 آه از عشق جمال حوریی
 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
 پوستین چپه
 آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم
 فریاد می زنم كه ای آدم ها! در نطفه بسته اند دهانم را
 دیگر این پنجره بگشای که من
 آنکه از جمله خاص است بيار
 ایدل تو به اسرار معما نرسی
 امشب اتاق، باز دهان باز كرده است

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

کبوتر اشتباه کرده است.
چه اشتباهی.
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد گندم، آب است.
چه اشتباهی.
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد.
چه اشتباهی.

ستاره ها، قطره های شبنم،
و گرما، برف
چه اشتباهی.

که دامن ات، پیراهنش بود،
و دل ات، لانه اش.
چه اشتباهی.
(او بر ساحل خوابید،
تو بر بالای شاخه ای.)

برگردان: مودب میرعلایی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *