+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر ...

 » بیشتر بخوانید...
 او با ما، با ماست
 به جان تو که مرو از میان کار مخسب
 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
 در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
 چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون
 جادوگر و جاسوس
 لبخند
 ای یار یگانه چند خسبی
 گر تو خواهی که تو را بی کس و تنها نکنم
  کاکه کیست

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


اگر آتش بنامم ترا
به شعله ای جزغاله ام می کنی

اگر باران بنامم ترا
به طوفانی می لرزانیم

اگر خوشه ی گندم بنامم ترا
پرنده گان گرسنه ترا می بلعند

اگر ترا وطن بنامم
بر خاک و خون ات می کشند



( رفیق صابر، شاعر كُرد / آرش سنجابی )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *