+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر ...

 » بیشتر بخوانید...
 ویلن نواز ناز
 تقصیر عشق بود
 آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی
 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
 رندان سلامت می کنند، جان را غلامت می کنند
 در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
 بود سرگشتگيهايم نشان رهبريهايش
 جان و جهان، چو روی تو در دو جهان کجا بود؟
 شاه ما باری برای کاهلان
 آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


اگر آتش بنامم ترا
به شعله ای جزغاله ام می کنی

اگر باران بنامم ترا
به طوفانی می لرزانیم

اگر خوشه ی گندم بنامم ترا
پرنده گان گرسنه ترا می بلعند

اگر ترا وطن بنامم
بر خاک و خون ات می کشند



( رفیق صابر، شاعر كُرد / آرش سنجابی )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *