+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر ...

 » بیشتر بخوانید...
 یا ساقیةالمدام هاتی
 گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
 پس از مدتی اندوهیدن
 از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده ست
 آمد به زیر سایه ی تنهای ام نشست
 چندیست در هوای بتان پر نمی زنم
 اگر یار مرا از من برآری
 از بدی ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
 بر یکی بوسه حقستت که چنان می لرزی
 بیخود شده ام لیکن بیخودتر از این خواهم

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


اگر آتش بنامم ترا
به شعله ای جزغاله ام می کنی

اگر باران بنامم ترا
به طوفانی می لرزانیم

اگر خوشه ی گندم بنامم ترا
پرنده گان گرسنه ترا می بلعند

اگر ترا وطن بنامم
بر خاک و خون ات می کشند



( رفیق صابر، شاعر كُرد / آرش سنجابی )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *