+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر ...

 » بیشتر بخوانید...
 کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
 ظلمت شب پرتو ظلمات من
 وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
 ترکبن طبقا عن طبق مولائی
 آنسوی اضطراب
 ای از ورای پرده ها تاب تو تابستان ما
 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
 در این دم همدمی آمد خمش کن
 توکلت علی الله می روم يار
 خرم آنروز

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


اگر آتش بنامم ترا
به شعله ای جزغاله ام می کنی

اگر باران بنامم ترا
به طوفانی می لرزانیم

اگر خوشه ی گندم بنامم ترا
پرنده گان گرسنه ترا می بلعند

اگر ترا وطن بنامم
بر خاک و خون ات می کشند



( رفیق صابر، شاعر كُرد / آرش سنجابی )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *