+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر ...

 » بیشتر بخوانید...
 ندانی تا نباشی محرم مرد
 مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
 چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
 جنوب طوفان است
 چهاربیتی ها (بخش پنجم)
 بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
 چهارم
 گنجشك های هر درختی مرده در جیبم
 آمدم من بی دل و جان ای پسر
 نه ز عاقلانم که ز من بگیری

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


اگر آتش بنامم ترا
به شعله ای جزغاله ام می کنی

اگر باران بنامم ترا
به طوفانی می لرزانیم

اگر خوشه ی گندم بنامم ترا
پرنده گان گرسنه ترا می بلعند

اگر ترا وطن بنامم
بر خاک و خون ات می کشند



( رفیق صابر، شاعر كُرد / آرش سنجابی )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *